ـچی شد عزیزم؟
ـقلبم درد گرفت...
ـقلبت؟؟؟؟چرا؟؟؟
ـمسکن می خوام
ـمسکن..استامینوفن،بروفن،چی می خوای بهت بدم؟
ـعشق می خوام داری؟
ـعشق!!!چی هست؟؟
ـواقعا تو نمی دونی عشق چیه؟
ـنه وقتی ندیدماز کجا باید بدونم...
ـراست می گی ها!!تو نمی دونی عشق چیه !!پس برو... وقتی نمی دونی عشق چیه نباشی بهتره..
ـباشه پس من رفتم..
ـآخخخخخخخخ
ـچی شد باز؟؟؟
ـ هیچی نرو
ـچرا؟ تو گفتی برو..!
ـ نه ...بمون حتی اگه ندونی عشق چیه بودنت بهتر از نبودنته(ضربان قلبم بالا رفت)